نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
47
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
من نيامده است « 1 » . وقتى هم شنيد كه حضرت شيخ جهان نجم الدين كبرى پس از شنيدن موضوع سخنرانى او در جمع امراء لشكرى و كشورى فرموده است : « كاشكى ما نيز از فوائد آن مجلس مستفيد مىشديم » « 2 » . در مجلس معارفهاى كه دوستان بر پا نموده بودند تا دو مرشد شريعت و طريقت بهم برخورد كنند « 2 » فخر رازى به سعادت ملاقات شيخ جهان نجم الدين كبرى مشرف شد . مىگويد : « من با سلطان محمد خوارزمشاه چون به خدمت حضرت شيخ مشرف مىشديم شوكت و عظمت و سلطنت سلطان مذكور در جنب پادشاهى فقر حضرت شيخ چون ذره در پيش آفتاب مىنمود » « 4 » . فخر رازى از موضوع ( ديدن نكردن حضرت نجم الدين كبرى از خود ) پرسيد ؟ شيخ نجم الدين كبرى فرمود : من مرد فقيرم و در ديدار و عدم ديدار من تشريف و نقصانى بوجود نمىآيد . فخر رازى گفت : جوابى شاعرانه دادى و از آنجا كه شريعت و طريقت روبرو مىشوند بهتر است حقيقت را راه دهيم تا موضوع خوبتر روشن شود شيخ فرمود : ديدار شما چرا واجب است ؟ فخر رازى گفت : براى اينكه من پيشواى مسلمانانم و از جانبى مرد عالمى مىباشم . شيخ فرمود : اول العلم معرفة الجبار تو خداى خود را چگونه
--> ( 1 ) - ينبوع الاسرار فى نصايح الابرار ص 42 . ( 2 ) - شرح حال و زندگى و مناظرات فخر رازى ص 98 . ( 4 ) - روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 325 .